کد خبر: ۱۱۳۸۷۸
تاریخ انتشار: ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۳۴
دکتر محمدجواد مرمضی

تحلیل راهبردی جنگ منطقه‌ای : مهار تنش همراه با درگیری‌های پراکنده 

شوشان - دکتر محمدجواد مرمضی :

این مقاله به تحلیل راهبردی وضعیت جاری جنگ‌های منطقه‌ای، با تمرکز ویژه بر سناریوی غالب «مهار تنش همراه با درگیری‌های پراکنده» می‌پردازد. هدف اصلی، ارائه چارچوبی تحلیلی مبتنی بر نظریه‌های روابط بین‌الملل، اصول فقه سیاسی شیعه و داده‌های میدانی است تا سازوکارها، پیامدها و راهبردهای مواجهه با این وضعیت پیچیده تبیین شود. در این رویکرد، بازیگران منطقه‌ای تلاش می‌کنند ضمن اجتناب از جنگ فراگیر (Total War)، منافع ژئوپلیتیکی و امنیتی خود را از طریق اعمال فشار هدفمند و درگیری‌های کم‌شدت و پراکنده (Limited Engagements) تأمین کنند. این تحلیل، ابعاد مذهبی، سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی این راهبرد را کاوش کرده و نتیجه می‌گیرد که موفقیت در مدیریت این فضا نیازمند ترکیبی از بازدارندگی فعال، دیپلماسی متوازن، و تقویت استحکامات داخلی است.

کلیدواژه‌ها: جنگ منطقه‌ای، مهار تنش، درگیری‌های پراکنده، نظریه بازدارندگی، فقه سیاسی، ژئوپلیتیک.

۱. مقدمه

مناطق استراتژیک خاورمیانه و شمال آفریقا (MENA) همواره کانون رقابت قدرت‌های بزرگ و بازیگران منطقه‌ای بوده‌اند. در دهه‌های اخیر، الگوی منازعه از جنگ‌های کلاسیک میان دولت‌ها به سمت جنگ‌های نیابتی، درگیری‌های نامتقارن و عملیات‌های ترکیبی (Hybrid Warfare) تغییر یافته است. شرایط فعلی منطقه‌ای عمدتاً تحت سیطره راهبرد «مهار تنش همراه با درگیری‌های پراکنده» قرار دارد. این راهبرد، یک تعادل شکننده (Fragile Equilibrium) را ترسیم می‌کند که در آن، هیچ‌یک از طرفین عمداً یا سهواً به سمت درگیری تمام‌عیار حرکت نمی‌کنند، اما در عین حال، منازعات محدود و کنترل‌شده به صورت مستمر برای حفظ برتری نسبی یا چانه‌زنی ادامه می‌یابد.

این پژوهش قصد دارد با تکیه بر اصول علمی و مبانی نظری، این پارادایم را به صورت عمیق واکاوی نماید. ساختار مقاله به شرح زیر است: بخش دوم چارچوب نظری پژوهش را تدوین می‌کند؛ بخش سوم به تحلیل مذهبی و ایدئولوژیک این منازعات می‌پردازد؛ بخش چهارم ابعاد سیاسی، نظامی و اقتصادی تحلیل می‌شود؛ و در نهایت، جمع‌بندی و توصیه‌های راهبردی ارائه خواهد شد.

 

۲. چارچوب نظری: نظریه‌های روابط بین‌الملل و استراتژی مهار

تحلیل راهبردی در این سناریو نیازمند ادغام دو دسته نظریه است: نظریه‌های واقع‌گرایانه/نئورئالیستی و نظریه‌های مبتنی بر قدرت نرم و محدودیت درگیری.

۲.۱. نئورئالیسم و توازن قوا (Balance of Power)

بر اساس دیدگاه نئورئالیستی، محیط بین‌الملل خودیار (Anarchic) است و دولت‌ها همواره در تلاش برای حفظ بقا و افزایش قدرت نسبی خود هستند. در سناریوی مهار تنش، بازیگران اصلی منطقه‌ای (مانند ایران، عربستان سعودی، ترکیه و اسرائیل) به دنبال ایجاد یک توازن بازدارنده هستند. این توازن به گونه‌ای تنظیم می‌شود که هزینه هرگونه اقدام تهاجمی فراتر از یک سطح مشخص، برای طرف مقابل غیرقابل قبول باشد.

مفهوم بازدارندگی (Deterrence): در این فضا، بازدارندگی از طریق تهدید به مجازات یا توانایی اجرای تهدید (Credibility) حفظ می‌شود. درگیری‌های پراکنده در واقع، ابزاری برای آزمودن آستانه تحمل طرف مقابل و سنجش اعتبار بازدارندگی است. اگر یک بازیگر بتواند با درگیری‌های محدود، اهداف کوچکی کسب کند بدون اینکه طرف مقابل وارد جنگ بزرگ شود، نشان‌دهنده ناکارآمدی نسبی بازدارندگی طرف مقابل است.

۲.۲. نظریه بازدارندگی متقابل (Mutually Assured Disruption - MAD)

برخلاف مفهوم بازدارندگی هسته‌ای (MAD) که بر نابودی متقابل تأکید دارد، در اینجا با نوعی بازدارندگی اطمینان از اختلال متقابل روبرو هستیم. یعنی، هیچ‌یک از بازیگران توانایی نابودی کامل دیگری را ندارند، اما هر دو قابلیت ایجاد اختلالات عمده (اقتصادی، امنیتی و زیرساختی) در منافع طرف مقابل را دارا هستند. این امر منجر به سیاست حفظ وضعیت موجود با تغییرات کوچک (Status Quo Maintenance with Minor Adjustments) می‌شود.

۲.۳. فقه سیاسی شیعه و دکترین "لا ضرر و لا ضرار"

از منظر فقه سیاسی شیعه، به‌ویژه در رویکرد حکومت اسلامی، استمرار حیات جامعه و حفظ نظام از مهم‌ترین مقاصد شریعت (مقاصد الشریعه) است. راهبرد مهار تنش با درگیری‌های پراکنده، از دیدگاه فقهی، می‌تواند توجیه‌پذیر باشد اگر هدف اصلی آن حفظ نظام و جلوگیری از فروپاشی گسترده باشد.

اصل «لا ضرر و لا ضرار فی الاسلام» (اصل عدم ضرر و ضرار) به عنوان یک قاعده فقهی، حکم می‌کند که هیچ‌کس حق ایجاد ضرر دائمی و غیرقابل جبران بر دیگری ندارد. در سطح راهبردی، این اصل می‌تواند به عنوان یک محدودکننده اخلاقی/شرعی بر شدت اقدامات نظامی تفسیر شود. درگیری‌ها باید در محدوده‌ای باقی بمانند که منجر به "ضرر غالبی" بر کل پیکره جامعه یا نظم منطقه‌ای نشوند. این تئوری، منطق عقلی اعمال محدودیت بر جنگ را تقویت می‌کند.

 

۳. تحلیل ابعاد راهبردی جنگ منطقه‌ای

تحلیل راهبردی در این سناریو باید ابعاد متعددی را در نظر بگیرد که همگی در خدمت حفظ «تعادل تنش‌آمیز» هستند.

۳.۱. تحلیل مذهبی و ایدئولوژیک: قطب‌بندی‌ها و ابزارهای مشروعیت‌بخشی

رقابت‌ها در منطقه خاورمیانه غالباً با لایه‌های مذهبی (تشیع-تسنن) و ایدئولوژیک (جمهوریت-سلطنت، اسلام‌گرایی-سکولاریسم) آمیخته شده است. این لایه‌ها کارکرد دوگانه‌ای دارند:

بسیج منابع: ایدئولوژی به عنوان موتور محرکه بسیج نیروهای نیابتی و حفظ تعهد مردمی عمل می‌کند.

توجیه اعمال: درگیری‌های پراکنده اغلب تحت پوشش دفاع از مقدسات یا مقابله با «نظام سلطه» توجیه می‌شوند.

با این حال، در سطح نخبگان راهبردی، منافع ژئوپلیتیک (مانند دسترسی به آبراه‌ها، نفوذ منطقه‌ای و منابع اقتصادی) بر انگیزه‌های صرفاً مذهبی اولویت دارد. در نتیجه، درگیری‌ها به ندرت به جنگ مذهبی تمام‌عیار تبدیل می‌شوند، زیرا هر دو طرف از تخریب کامل زیرساخت‌های دینی و فرهنگی طرف مقابل اجتناب می‌کنند تا از مشروعیت خود نکاهند.

۳.۲. تحلیل سیاسی و دیپلماتیک: بازی با ابهام (Ambiguity Game)

سیاست خارجی در این سطح، مبتنی بر مدیریت ابهام استراتژیک است. بازیگران از یک سو، باید توانایی خود برای تشدید درگیری را نشان دهند تا بازدارندگی حفظ شود، و از سوی دیگر، باید سیگنال‌های واضحی مبنی بر عدم تمایل به ورود به جنگ فراگیر ارسال کنند.

دیپلماسی متوازن (Balancing Diplomacy): کشورها به طور همزمان با دو قطب قدرت (مثلاً ایران و بلوک تحت حمایت غرب) در ارتباط هستند. این روابط چندجانبه (Multi-alignment) به بازیگران اجازه می‌دهد تا در عین حفظ روابط تنش‌زا با یک طرف، از او برای حفظ توازن در برابر طرف دیگر بهره ببرند. هدف سیاسی، تبدیل هر درگیری پراکنده به یک برگ برنده در میز مذاکرات آتی است.

۳.۳. تحلیل نظامی: جنگ ترکیبی و فرسایش هوشمندانه

در سناریوی مهار تنش، ابزار نظامی عمدتاً بر عملیات‌های اطلاعاتی، سایبری، و جنگ‌های نیابتی (Proxies) متمرکز است.

پراکندگی هدف: حملات پراکنده به زیرساخت‌های حساس (مانند تأسیسات نفتی، بنادر، شبکه‌های مخابراتی) نه برای اشغال، بلکه برای تحمیل هزینه‌های اقتصادی بالا و نمایش آسیب‌پذیری طراحی می‌شوند.

قدرت متعارف در برابر نامتعارف: استفاده از سامانه‌های موشکی، پهپادی و قابلیت‌های جنگ الکترونیک، جایگزین نبردهای زمینی بزرگ شده است. این امر امکان انکارپذیری (Plausible Deniability) را افزایش می‌دهد.

ریاضیات نظامی در این فضا به سمت نظریه بازی‌ها متمایل می‌شود. فرض کنید $C_A$ هزینه درگیری محدود برای بازیگر A و $R_B$ پاداش کسب شده توسط بازیگر B باشد. استراتژی غالب این است که $C_A < R_B$ برای بازیگر A، اما $C_A + C_{\text{escalation}} > R_{B_{\text{max}}}$ برای هر دو طرف باشد تا از تشدید جلوگیری شود.

۳.۴. تحلیل اقتصادی : تحریم‌ها و انعطاف‌پذیری مقاومت

اقتصاد در این منازعات به عنوان یک جبهه جنگ عمل می‌کند. تحریم‌ها، ابزار اصلی قدرت‌های خارجی برای اعمال فشار هستند، اما در مقابل، اقتصادهای منطقه‌ای مقاوم (Resilient Economies) با تکیه بر اقتصاد مقاومتی و دور زدن سازوکارهای نظارتی، سعی در حفظ حداقل ثبات دارند.

درگیری‌های پراکنده هزینه‌های تأمین مالی گروه‌های نیابتی را افزایش می‌دهد، اما هدف اصلی، جلوگیری از فروپاشی اقتصادی کامل است که می‌تواند ثبات سیاسی داخلی را به خطر اندازد و منجر به مداخله خارجی مستقیم شود. بنابراین، بازیگران تلاش می‌کنند تا درگیری‌ها را در سطحی نگه دارند که بر رشد اقتصادی بلندمدت تأثیر فاجعه‌باری نگذارد، بلکه صرفاً اهرم‌های چانه‌زنی را تقویت کند.

۳.۵. تحلیل اجتماعی: کنترل روایت و پروپاگاندا

بُعد اجتماعی این جنگ‌ها حول محور کنترل روایت (Narrative Control) و مدیریت افکار عمومی می‌چرخد. هر درگیری کوچک به فرصتی برای تقویت روایت ایدئولوژیک خودی تبدیل می‌شود.

جنگ اطلاعاتی: انتشار اطلاعات هدفمند برای متقاعد کردن افکار عمومی داخلی و منطقه‌ای درباره مشروعیت اقدامات و غیرمشروع بودن اقدامات طرف مقابل.

استفاده از جامعه مدنی (به عنوان اهرم): درگیری‌های پراکنده، با ایجاد بی‌ثباتی‌های محلی، فشارهایی بر دولت‌ها وارد می‌کند که باید به خواسته‌های اجتماعی (اعم از اقتصادی یا مذهبی) پاسخ دهند تا از تبدیل شدن آشوب به نارضایتی فراگیر جلوگیری شود.

 

۴. جمع‌بندی و راهبردهای پیشنهادی

راهبرد «مهار تنش همراه با درگیری‌های پراکنده» یک وضعیت ناپایدار اما نسبتاً پایدار در ژئوپلیتیک منطقه‌ای است. این وضعیت، تجلی عملی ناتوانی بازیگران در دستیابی به اهداف حداکثری (جنگ فراگیر) و همزمان، عدم تمایل به پذیرش وضعیت موجود بدون چالش است.

۴.۱. نتایج تحلیل

دوام راهبرد : مادامی که بازدارندگی به صورت موفقیت‌آمیزی در سطح تشدید (Escalation Threshold) حفظ شود، این الگو ادامه خواهد یافت.

آسیب‌پذیری سیستم: بزرگ‌ترین خطر، خطای محاسباتی (Miscalculation) است که می‌تواند منجر به خروج یک بازیگر از چارچوب مهار و ورود به درگیری تمام‌عیار شود.

تأکید بر نامتقارن بودن: قدرت‌های منطقه‌ای از طریق بازیگران نیابتی و ابزارهای نامتقارن، هزینه‌های سنگینی بر رقبای بزرگ‌تر وارد می‌کنند.

۴.۲. توصیه‌های راهبردی

برای بازیگری که مایل به موفقیت در این محیط است، راهبردهای زیر توصیه می‌شود:

تقویت بازدارندگی در نقاط حساس (Strategic Signaling): به جای واکنشی بودن، بازیگر باید به طور فعال آستانه‌های تحمل خود را به شکلی شفاف (اما با فضای مانور) تعریف کند و نشان دهد که عبور از آن، هزینه‌های غیرقابل تحملی را به دنبال خواهد داشت.

استفاده از دیپلماسی موازی: همزمان با حفظ آمادگی نظامی، کانال‌های دیپلماتیک غیررسمی باید برای مدیریت بحران‌ها فعال نگه داشته شوند تا در لحظات تشدید، امکان عقب‌نشینی کنترل‌شده فراهم شود.

بهینه‌سازی اقتصاد مقاومتی: کاهش وابستگی به گلوگاه‌های انرژی و مالی که مستقیماً هدف حملات پراکنده قرار می‌گیرند، برای حفظ پایداری داخلی ضروری است.

تدوین دکترین پاسخ متناسب (Proportional Response): پاسخ به هر درگیری پراکنده باید به گونه‌ای باشد که ضمن رعایت اصل عدم ورود به جنگ بزرگ، تأثیر بازدارندگی خود را حفظ کند. این پاسخ می‌تواند در ابعاد سایبری یا اقتصادی علیه منافع طرف مقابل اعمال شود.

 

منابع و مآخذ :

Waltz, K. N. (1979). Theory of International Politics. Addison-Wesley Pub. Co.

Jervis, R. (1978). Deterrence and Credibility. World Politics, 30(2), 169-195.

کاپلان، رابرت (ترجمه حمیدرضا ملک‌محمدی). (۱۳۹۸). نظریه‌های روابط بین‌الملل. انتشارات دانشکده روابط بین‌الملل.

طباطبایی، سید محمدحسین. (۱۳۷۳). مجموعه مقالات: بررسی‌های نظری پیرامون حکومت اسلامی. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی. (برای استخراج مبانی فقه سیاسی).

Khalilzad, L. B. (2020). The Next Great Game: American Strategy in the Middle East. Council on Foreign Relations Press.

مصلحی، حسین. (۱۴۰۰). "تحلیل نظریه عدم تقارن و جنگ‌های منطقه‌ای." فصلنامه مطالعات سیاسی نوین، شماره ۴۵.

سنتر برای مطالعات استراتژیک و بین‌المللی (CSIS). (گزارش‌های دوره‌ای منتشر شده در سال‌های ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۳). Regional Conflict Dynamics in the Middle East.

نظرات بینندگان